X
تبلیغات
رایتل

مرکز خدمات روانشناسی

درمان اضطراب



درمان اضطراب

 

اختلالات اضطرابی شامل احساسات شدید ترس، اضطراب، نگرانی و هراس اغلب با شرایط خاص، رویدادها و یا اشیاء در ارتباط است. علائم فیزیکی  احساسات همراه با تپش قلب، لرزش، خشکی دهان، سرگیجه، تهوع و اسهال است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، انواع مختلفی از اختلالات اضطرابی وجود دارد، اما همه احساس ترس بیش از حد و ترس به اشتراک بگذارید. انواع دستورات اضطراب شامل اختلال هراس، اختلال وسواسی جبری، اختلال استرس پس از ضربه، هراس اجتماعی و یا اختلال اضطرابی اجتماعی، ترس های خاص (مانند ترس از فضاهای محصور و باز) و اختلال اضطراب منتشر

اگر تصویر ذهنی ما از خود یک تصویر ناسالم و ضعیف باشد نگرشی در ما مبنی بر نالایق بودن به وجود می آید. این نگرش منجر به بروز شخصیتی می شود که به گونه ای ناهشیار، شادی ها را پس می زندو در مواجه با موقعیت های استثنایی یا در گیر مهارت های تازه  یا ادامه تحصیل بهانه هایی برای گریز پیدا می کند. یکی از این عوامل اضطراب، ترس و به تبع آن افسردگی است. در این گزارش به این موضوع اشاره می کنیم و راهکارهای پیشگیرانه را مطرح خواهیم کرد.

اضطراب چیست؟

اضطراب عبارت است از یک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پریشانی فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی می شود. در فرآیند اضطراب  بر خلاف ترس طبیعی،  یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمی  دچار احساس خطر می شود و هر گاه ذهن در اثر تنش های روانی و استرس های عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی مکررا” برایمان رخ می دهد از روال عادی خارج  شود و حساسیت بیش از حد به رخداد های آتی و احتمالی پیدا کند دچار اضطراب می شویم. علل پیدایش اضطراب عوامل وراثتی، تجربه های تلخ سالهای گذشته و محیط ناآرام و عصبی است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال  در تمرکز حواس می شود،  قدرت تصمیم گیری و اراده را از انسان سلب می کند، او را بدبین  می سازد  و باعث می شود که انسان دیگر فرد مثمر ثمرو سودمندی نباشد یا بیش از حد به برخی چیز ها می پردازد (حالت وسواس) یا عملکرد اجتماعی وشغلی فرد مختل می شود یا بیش از اندازه به امور مهم بی توجه می شود (حالت بی تفاوتی)، دچار کاهش اعتماد به نفس  به خود می شود،احساس ترس فراگیر وجود او را می گیرد که می تواند به خاطر ترس نسبت به خطرها، دردها و امراض جسمانی  مختلف باشد. کسانی که توان کنترل خود را ندارند شدیدا” عصبانی می شوند و احساس  تسلیم و ناتوانی می کنند و قدرت مقابله با مشکلات یا بیماری ها را در خود نمی بینند همچنین جسم قادر نیست تا آرامش خود را حفظ کند و خواب راحتی داشته باشد و احساس خستگی، کوفتگی و ضعف جسمانی می کند و عصبی و بر انگیخته است و بی دلیل عصبانی می شود. سردرد، درد قفسه سینه، درد پا یا دست، درد شکم و سو» هاضمه وکم اشتهایی یا پر اشتهایی هم به سراغ فرد می آیند.

ترس چیست؟

هر ذره از نگرانی و تشویش اثر خود را بر بدن می گذارد و هماهنگی سیستم های حیاتی بدن و سلامت روانی و جسمانی ما را از بین می برد و کارائی و موفقیت ما را فلج می سازد. ترس بلند پروازی را مسموم و قوه ابتکار را نابود و استعداد و خلاقیت را فلج می سازد ومهلک ترین دشمن هر نیروی خلاقی است که در ذهن وجود دارد.

ترس از عوامل کاهنده بسیار عظیم است که مانع می شود تا اشخاص به کاری که کاملا” می توانند از عهده اش بر آیند اقدام کنند اما آگاهی از اینکه خالق هستی همواره با ما و در کنار ما ست و خود حافظ ماست ترس را از ما دور می کند.

انواع اضطراب ها و ترس ها

۱-اختلال اضطراب فراگیر Anxiety ebzGenerali: اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اینکه کجا هستید یا چه کار می کنید دچار اضطراب هستید و اگر این اضطراب شش ماه یا بیشتر ادامه یابد شما  دچار اضطراب فراگیر هستید که اغلب در فاصله ۲۰ تا ۴۰ سالگی در اشخاص مشاهده می شود و در میان مردها و زنها به یک اندازه رواج دارد.

۲-ترس اجتماعی یا ترس از مردمphodia  Social : این نوع ترس به شدت متداول است. فرد می ترسد که مردم او را مسخره کنند، کوچک بشمارند یا به او آسیب برسانند و او مورد حمله و آسیب دیگران قرار گیرد.

۳فوبیای ساده یا ترس ساده phodia Simple:   این نوع ترس مثل ترس از قرار گرفتن در ارتفاع، ترس ازحیوانات، ترس از پرواز یا هواپیما، ترس از آسانسور یا پله برقی، ترس از رعدوبرق،  ترس از رانندگی، ترس از تاریکی، زنده به گور شدن یا ترس از مرگ است.

۴اختلال وحشت bisorber panic:  وحشت اضطراب غالب و شدیدی است که اغلب برای زمان کوتاهی دوام می یابد. در موقع حمله اضطراب اغلب فرد دچار سر گیجه، حواس پرتی، تپش شدید قلب،  افزایش ضربان نبض، احساس گرفتگی در گلو، احساس خفگی، احساس تنگی نفس و داغ شدن بدن می شود.

۵-اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی ophereniazSchit:  نشانه های این بیماری با نشانه های بیماری اضطراب کاملا” متفاوت است. کلمه ophereniazSchit به معنای جنون جوانی  است (ozSchit به معنی فاصله،  شکست و جدایی و   به معنای اختلال ذهنی است و پسوند ia -نشانه بیماری است). افرادی که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا هستند ممکن است صداهایی را بشنوند که وجود خارجی ندارند یا خیال کنند که نیروی برق یا امواج آنها را کنترل می کند و گاهی نیز تصور می کنند که از جانب خدا مستقیما” به آنها پیام می رسد.

۶-اختلال وسواس فکری و عملی bisorber compulsive -Odssessive: بیمار وسواس فکری و عملی برای دور ماندن از خطر، اقدامی را به تکرار انجام می دهد. رایج ترین انواع وسواس ها، وسواس به آلودگی و وسواس به شک و تردید است  مثلا”هنگام ترک کردن منزل شک می کند درب منزل را قفل کرده است یا نه یا گاز را خاموش کرده است یا نه.

۷-اختلال پانیک (ترس): حملات ترس شدید، مکرر و غیر قابل پیش بینی،حداقل به دنبال یکی از حملات یک ماه یا بیشتر، یکی از علائم نگرانی راجع به عوارض و عواقب حملات، افکار دائمی مربوط به داشتن حملات مجدد، تغییرات واضح رفتاری که به حملات وابسته است در صورتی که این  حملات به علت اثر مستقیم دارو یا بیماری طبی یا با اختلاف روانی دیگری نباشند.

۸اختلال اضطرابی منتشر: نگرانی شدید در بیشتر روزها علائمی چون نا آرامی،خستگی زودرس، تحریک پذیری کششی عضلانی، اختلال در خواب و اشکال در تمرکز حواس که حداقل ۳ مورد از آنها با نگرانی همراه است.

۹اختلال استرس بعد از ضربه: سابقه ضربه بزرگ مثل حادثه تهدیدکننده حیات که پاسخ بیمار به آن ترس شدید و احساس ناتوانی بوده است. حضور دائمی ضربه یا ضربه زننده به یکی از اشکال زیر است:

خوابهای تکراری، تجدید خاطره حوادث ضربه زننده، احساس اینکه حادثه در حال تکرار است، پرهیز از یاد آورنده های ضربه و بی خوابی بیش از حد.

۱۰اختلال وسواسی(OCD):   به نظر می آید مردها و زنها را به طور یکسان تحت تاثیر قرارمی دهد و در ورزشکارانی که رقابت های سنگین دارند شایع است و اغلب برای بهترین اجرای ورزشی بسیار تطابقی است و علائم آن عبارتند از: الف) اختلال پانیک(ترس) ب) تنگی نفس پ) لرز ت) تپش قلب ث) سر گیجه  ج) ریزش عرق چ) احساس خفگی ح) بی حسی  خ) درد قفسه سینه

افسردگی ها

در بیماری افسردگی که مخفف  DD (bisorber Dysthamic) است  فرد همواره در حالت دلسردی، غم، دلتنگی و ناامیدی به سر می برد نوع افکار و احساسات و رفتاری که همراه آن است تماما” از نشانه های این بیماری می باشد البته برخی از مردم بیش از دیگران مستعد افسرده شدن هستند و دلایل مشخصی نیز برای آن وجود دارد.

بیماری افسردگی قابل درمان است و کسانی که دچار آن هستند کاملا” بهبود خواهند یافت. این بیماری اغلب پس از دست دادن عزیزی، شغلی، موقعیتی یا سایر بحران های زندگی که ضربه روحی شدیدی به فرد وارد آمده باشد بروز می کند. علائم این بیماری عبارتند از: غمگین یا تحریک پذیر بودن، احساس تاسف به حال خود،  بی حالی، کسلی، احساس درماندگی که زندگی فرد را مشکل می سازد.

افسردگی به دو بخش تقسیم می شود: مزمن و شدید.

افسردگی مزمن که ممکن است فرد دست به پرخوری بزند یا خیلی کم غذا بخورد که باعث چاقی یا لاغری  بیش از حد می شود، زیاد بخوابد یا به اندازه نخوابد، سطح انرژیشان پایین بیاید، اعتماد به نفس  ضعیفی داشته باشند و تمرکز کردن یا تصمیم گیری برای آنها مشکل باشد در نتیجه احساس بیچارگی کنند و ممکن است دچار اضطراب شدید شوند. از علائم این افسردگی می توان به خستگی، کوفتگی، بی حوصلگی، خواب آلودگی، بد خوابی شبانه و زود خسته شدن اشاره کرد.

افسردگی شدید احساس مدام و حاد اندوه، بی قراری، تحریک پذیری، یاس و نو میدی شدید همراه با از دست دادن علائق نسبت به فعالیت های روزمره است. اشتهای کم همراه با کم شدن وزن، بی خوابی  یا زیاد خوابی، نداشتن انرژی، عدم تمرکز حواس، افکار پیاپی درباره مرگ، احساس خستگی و بی حالی است. در فرد مبتلا به افسردگی شدید چهار مورد از موارد ذکر شده تقریبا”  روزانه به مدت دو هفته یا بیشتر مشاهده می شود.

انواع افسردگی شامل افسرده خویی، اختلال دو قطبی، خود بیمارانگاری، حالت افسردگی شیدایی و اختلال ادواری است. به عنوان نمونه به افسردگی شیدایی اشاره می کنیم. در این حالت فرد دست کم دو تا چهار هفته دراندوه به سرمی برد و به فعالیت های لذت بخش و خشنود کننده بی علاقه می گردد. علائم آن پر خوری یا کم اشتهایی، کم خوابی یا بی خوابی، احساس بی قراری و گناه شدید، مشکل تمرکز حواس و فکر کردن درباره مرگ است.

فرق افسردگی با اندوه

افسردگی یک بیماری است که  با کاهش عزت نفس همراه است و ادامه دارد، واقع بینانه نیست و ناشی از افکار تحریف شده است و افراد اغلب احساس فشار می کنند یا  چیزی یا شرایطی بر آنها تحمیل شده وخود به خود ونا آگاهانه کارها را به تعویق می اندازند و در تصمیم گیری ها  قاطع نیستند حتی قاطعیت نه گفتن را هم ندارند برای همین بعضی از کارهای خود را با بی میلی انجام می دهندکه فشار مضاعفی بر آنها تحمیل می شود.

بهترین راه کمک به این گونه افراد نشان دادن علاقه و توجه به آنهاست، آنها را درک کنیم و به حرف هایشان گوش دهیم تا از مسائل واحساسات آنها مطلع شویم، با آنها همدلی و هم فکری کنیم تا احساس تنهایی نکنند و به مرور به  زندگی عادی وطبیعی خود باز گردند.

تاثیر داروهای ضد افسردگی

محققان کالج کینگ لندن دریافته اند که داروهای ضد افسردگی با اثر بر واسطه های شیمیایی موجود در سلسله اعصاب مرکزی بر رفتار اجتماعی افراد تاثیر می گذارد. این محققان واکنش های خلقی افراد داوطلب را قبل و بعد از مصرف این داروها در جریان نوعی مسابقه که لزوم شرکت در آن حضور ذهن – قدرت تصمیم گیری به موقع و به کارگیری حس همکاری جمعی بود، ارزیابی کردند. نتیجه تحقیق نشان داد که مصرف این داروها باعث دیرتر خسته شدن و تقویت حس مشارکت و مهارت های افراد در اعمال ظریفی که با دست انجام می شوند می گردد.

افسردگی در میان آمریکائی ها

آمار رسمی حاکی از آن است که در دو هفته آخر سپتامبر (پس از حادثه ۱۱ سپتامبر) نزدیک به دو میلیون نسخه جدید داروهای ضد افسردگی برای آمریکائی ها  تجویز شده است که نسبت به زمان سال قبل  از آن ۱۶درصد افزایش نشان می دهد. در این مدت مصرف داروهای خوابآور و ضد اضطراب هم افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. پزشکان معتقدند شمار افرادی که پس از واقعه یازدهم سپتامبر از نظر روانی آسیب دیده اند اما مراجعه به پزشک نداشته اند  بسیار زیاد است. مشکل دیگر در درمان این بیماران نحوه عملکرد داروهای رایج ضد افسردگی است. اغلب این داروها که با مکانیسم مهار بازجذب سروتونین در سلسله اعصاب مرکزی عمل می کنند در نخستین روزهای مصرف باعث تشدید اضطراب می شوند و اثرات مفید آنها بعد از ۴ تا ۱۲ هفته ظاهر می شود به همین دلیل در تسکین آلام روحی افراد دچار واکنش سوگ کارایی ندارند.

راه های درمان اضطراب

یکی از راه های درمان اضطراب تمرکز و تلقین است. تمرکز و تلقین مانند یوگا، حالت آرمیدگی، مدی تیشن، خود هیپنوتیزم و… همگی یک چیزرا می گویند. برنامه های  خودتلقینی در تقویت استعداد و تمرکز دقت وتقویت حافظه  افزایش تحرک نیروهای نفسانی، متعادل کردن هیجانها و احساسات ناخوشایند مثل انواع اضطراب ها وتحریک پذیری های عصبی است.

بر آورده شدن خواسته و آرزوها زمینه ای (آرزوهای مثبت) که در رفع بیماریهای اضطراب، افسردگی، وسواس، نگرانیها، بی خوابیها، بی قراری ها، موثر است و هم چنین در رفع بیماری های جسمی از قبیل پادردها، کمردردها و سردردها و میگرنها، و حتی درمان سرطانها برای هر یک با استفاده ازتلقینات کلامی مثبت و تصویرسازی های متناسب و ماساژ موضع دردناک  طی روز می توانیم به درمان آن موضع کمک کنیم  زیرا تک تک سلول های بدن ما دارای حس هستند و اگر عضوی دچار بیماری شود نشانه آن است که رسیدگی کافی نداشته ایم پس با ماساژ دادن می توان آن را بهتر درمان کرد مانند رفع مشکلات مالی، دست نیافتن به مقام، پست، احترام، هم فکری و دست یافتن به موقعیتهای شغلی مورد دلخواه و همچنین به مسائل مادی.

روحیه خوب درمان بیماری را تسریع می کند و تلقینات منفی انسان را بیمار می سازد. تغییرات جدی جریان خون و ترشح هورمون ها را که در اثر ترس و تشویش و نگرانی پدیدار می شود تاثیر فوق العاده ای روی طرز کار ارگانهای مختلف بدن ما می گذارد و باعث می شود که فرد رشد کند و از عمر آدمی بکاهد. احساس بدبختی دائمی  یا عدم خوشبختی از خود، از زندگی  یا  سایرین بیماری زا بوده و عمر آدمی را کوتاه می سازد. ذهنیت مثبت، دید مثبت و تفکر مثبت می تواند راهگشای انسان در دست یابی به سعادت، سلامت و موفقیت باشد چون هر انرژی ای مثل و مانند خود را جذب می کند.

مدال:

صحبت با کودکان در مورد طلاق

مهر ۳, ۱۳۹۵ توسط : admin   موضوع: : آموزش سلامت, بهداشت روان, راهنمای خانواده ها, مشروح اخبار

ارسال نظر

درگیری های خانوادگی و مشاجره‌های پدر و مادر در حضور فرزندان، تاثیرات روحی شدیدی بر ‌کودکان و نوجوانان ناظر بر صحنه می گذارد و در رفتارهای پرخاشگرانه کودکان و نوجوانان نیز اثر مزمن بر جای ‌خواهد گذاشت.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، به طور کلی کودکان و نوجوانان مرگ پدر و مادر خود را راحت تر از طلاق آنان پذیرا هستند، در ‌فوت پدر و مادر پیوندهای عاطفی، شخصیتی و احساسی و رشته های ارتباط روانی گسسته نمی شود یا کمتر ‌سست می شود و افسردگی و ملال، کوتاه مدت و زودگذر است. در حالی که آثار طویل المدت طلاق در پسران و ‌دختران بیشتر است و مشکلات ناسازگاری در تشکیل خانواده را به وجود می آورد.

زمانی که والدین تصمیم به جدایی می گیرند کودکان می بایست کاملاً از تصمیم آنان آگاهی داشته باشند. هدف از تدوین این مقاله این است که میزان درک و احساس کودکان هنگام جدایی والدین را متوجه شویم نکات ظریفی را پیشنهاد می کنیم تا چطور با کودکان راجع به طلاق صحبت کنید .

صحبت با کودکان درباره طلاق

واکنش کودکان به طلاق والدین به نحوه عنوان کردن والدین در این مورد ارتباط دارد. و به همین دلیل والدین باید مراقب باشند که چگونه و با چه روشی این مساله را به آنها بگویند. بنابراین در زمانی مناسب باید پدر و مادر هر دو بنشینند و با فرزندان صحبت کنند و به سوالات آنها پاسخ دهند. اگر این روش به کار گرفته شود دیگر هیچیک از والدین تقصیر را به گردن دیگری نمی اندازد.

به کودکان چه بگویید

به خاطر داشته باشید که طلاق ، کودکان را کاملاً گیج می کند، بنابراین در یک جلسه تصمیم نهایی خود را نگویید چون باعث میشود کودکان گیچ و سردرگم شوند. می بایست به آنها اطمینان دهید که احتیاجات ضروری آنها (از قبیل آماده کردن صبحانه ، کمک و رسیدگی در انجام تکالیف و خواباندن آنها) برآورده خواهد شد و همینطور درصورت امکان ارتباط کودکان با پدر و مادر هر دو ادامه خواهد داشت . زمانی که کودکان با یک سری تغییرات مواجه می شوند دوست دارند بدانند که چه چیزهایی مثل قبل خواهد بود.

والدین می توانند از طریق رفتار و صحبت به فرزندانشان دلگرمی بدهند که همیشه و در هر شرایطی آنها را دوست خواهند داشت .

والدین می بایست به فرزندانشان متذکر شوند که زمانی که آنها از یکدیگر جدا شوند دیگر هیچ امیدی به زندگی مشترک نداشته باشند که روزی مثل قبل همه با هم زندگی کنند زیرا رویای بازگشت والدین در کودکان همیشگی خواهد بود .

بیشتر کودکان فکر می کنند که بخاطر اشتباهات آنها و یا بخاطر اینکه نمره درسی آنها پایین بوده پدر و مادرشان از یکدیگر جدا شده اند . آنها ممکن است از این جدایی احساس گناه نمایند، بنابراین باید با آنها صحبت کرد و به آنها دلگرمی داد که به خاطر اشتباهات آنها نبوده است و آنها هیچ مسوولیتی در قبال این جدایی ندارند .

به خاطر داشته باشید، درباره ترس و نگرانی که کودکان از مساله طلاق دارند با آنها صحبت کنید و به آنها اجازه دهید تا درباره طلاق و تغییراتی که به وجود خواهد آمد فکر کنند و در ملاقات بعدی به سوالات جدیدشان جوابهای منطقی بدهید .

کودکان دوست دارند بدانند که والدینشان از تاثیر طلاق بر زندگی آنها مطلع هستند . به درد دل آنها گوش دهید و به آنها نشان دهید که شما هم نگران و دلواپس هستید.

نمی توانید احساسی را که فرزندتان دارد، تغییر دهید اما بهتر است که به آنها نشان دهید آنها را درک می کنید، مثلاً اگر یک روز نمی تواند پدرش را ببیند و عصبانی هست اینگونه به آنها نشان دهید که آنها را درک می کنید: می دانم که خیلی ناراحت و عصبانی هستی که نمی توانی امروز پدرت را ببینی .

انتظار کودکان از والدین

پدر و مادر من از شما انتظار دارم که حتی اگر با من زندگی نمی کنید ارتباط خودتان را با من قطع نکنید مثلاً برایم نامه بنویسید و به من تلفن بزنید و نسبت به تفریحاتم و کارهایی که انجام می دهم اهمیت قائل شوید در غیر این صورت احساس پوچی و بی کسی می کنم .

دست از جنگ و دعوا بکشید و برای رقابت با یکدیگر آنقدر سخت کار نکنید . لطفاً سعی کنید راجع به موضوعاتی که مربوط به من می شود با هم توافق کنید زمانی که با یکدیگر بر سر من دعوا می کنید فکر می کنم که یک کار اشتباهی کرده ام و من مقصر هستم .

من هر دو شما رادوس تدارم و می خواهم که از لحظاتی که با شما هستم لذت ببرم پس هر کدام از شما هستم بدی یکدیگر را نگویید در این صورت مرا مجبور می کنید که طرف یکی از شما را بگیرم .

لطفاً حرفهایتان را خودتان به یکدیگر بگویید من را واسطه قرار ندهید که پیغامهای شما را برسانم .

وقتی که از یکدیگر جلوی من صحبت می کنید یا اینکه فقط خوبیهای یکدیگر را بگویید یا اینکه اصلاً راجع به هم صحبت نکنید، اگر اینگونه رفتار نکنید فکر می کنم که انتظار دارید طرف یکی از شما را بگیرم.

فراموش نکنید که من به هر دو شما احتیاج دارم و روی هر دو شما حساب می کنم، به من یاد دهید که چه چیزهایی مهم هستند و همینطور زمانیکه با مشکلی مواجه می شوم به من کمک کنید.

هنگام توضیح دلیل برای جدایی از علل های اقواگرانه به کودکان خودداری کنید، مثلاً پدرتان به دلیل اعتیاد یا …. ما را ترک کرد.

تصویر یکدیگر را در برابر هم خراب نکنید .

اجازه دهید کودک خودش تصمیم در کنار ماندن شما را بگیرد مثلاً آخر هفته با پدر باشد یا مادر .

کودک طلاق در معرض محدودیتهایی قرار می گیرد مثلاً فقدان یک والد، پدربزرگ و مادربزرگ ، دوستان ، همسایه و غیره. تلاش نمایید این محدودیتها به حداقل برسد.

گاهی کودک طلاق احساس ترک شدن و طردشدن می کند در این مورد احساس اطمینان به کودکانتان بدهید.

بهتر است یکی از مسوولین مدرسه یا مهد کودک را که اعتماد بیشتری به وی دارید مللع سازید.

مدال:

مشکلات روحی ناشی از طلاق

مهر ۳, ۱۳۹۵ توسط : admin   موضوع: : بهداشت روان, مشروح اخبار

ارسال نظر

بسیاری از افرادی که متارکه کرده اند خود را فردی ناتوان و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می دهند با یکدیگر فرق دارند. مردان طلاق را یک حادثه ناگهانی می دانند و زنان آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرایند طولانی قلمداد می کنند . شاید به همین دلیل است که زنها کمتر احساسهای منفی را درباره طلاقشان دارند اما این اتفاق برایشان تنش زا تر است .

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز، در زندگی هر فرد بالغی متارکه و طلاق ازسخت ترین مسأله ها به شمار می آید. منشأ استرس بیشتراین سه عامل هستند:

مسئولیت ها و وظایف روزانه که می بایست انجام شوند

فقدان روابط مناسب و همچنین فشارهای مالی

نیاز به ساختن شخصیتی جدید به عنوان یک فرد

منابع استرس

۱) تغییرات در زندگی خانوادگی، تغییر در:

وظایف خانه

مخارج خانواده

رابطه با دوستان و اقوام

مسئولیت ها و وظایف والدین

۲) فقدان برخی امور مثل

همسر

امنیت ذهنی

زندگی مشترک

رابطه صحیح جنسی

۳) تغییر:

دوباره مجرد شدن

وسوالاتی از قبیل این که: من که هستم؟ و چه کاری می خواهم با زندگیم بکنم؟

تغییرات در خانواده

برایَ اغلب زوج هایی که دارای فرزند هستند، طلاق به معنای پایان زندگی مشترک نیست، بلکه بدین معنیست که خانواده می بایست روند زندگی خانوادگی خود را تغییر دهد؛ برای مثال کارهای روزانه خانه، مخارج، نقش والدین و رابطه با اقوام و دوستان باید دوباره تعریف گردد. البته چنین تغییراتی می تواند استرس زا باشد.

فعالیتهای روزمره خانه

وظایفی چون شست و شو، پخت و پز و خرید خانه باید انجام شوند که هریک از زوجین پیش از این خود را در انجام آنها با همسر خود شریک می داند و چون وظایف قبلا تعیین شده اند، همین امر ممکن است کمی آزاردهنده باشد.

امورمالی خانواده

نوع مخارج خانواده نیز اغلب می بایست تغییر کند که این تغییر نیز به طرز قابل توجهی استرس و تنش را بین زوجین بیشتر می کند.

وظایف والدین

اگراکنون یکی از والدین نان آور اصلی خانواده است و دیگری خانه را اداره می کند، هر کدام از آنها شاید پس از طلاق مجبور به انجام هردوی این وظایف باشند. والدین باید پاسخ گوی سوالات بسیاری را درمورد فرزندانشان باشند؛ سوالاتی از این دست که هنگام بیماری فرزند چه کسی در خانه می ماند؟ یا کدامیک زود ترازسر کار برمی گردند تا بچه را به دندانپزشکی ببرند؟

رابطه با اقوام و دوستان

در تعامل با اقوام و دوستان باید تجدید نظر کرد. ممکن است اعضای خانواده به خاطر راحتی و آسایش خود ارتباط خود را با برخی از آشنایان را قطع کنند.

از دست دادن روابط، دارایی ها و رویاهای مهم

هر فردی به عشق، امنیت، صمیمیت و تعلقاتی که از رابطه با دیگران حاصل می شود نیاز دارد. ازدواج یکی از مهمترین این روابط به شمار می آید که نبود آن موجب استرس بیشتر و آشفتگی های احساسی می گردد.

البته تمامی افراد به یک میزان، به یک طریق و یا همزمان دچار کمبود این مسائل نمی شوند. برخی فقدان صمیمیت را زمانی احساس می کنند که در حال جدا شدن هستند. برخی دیگر هم که جدایی را برای خود سخت می دانند، امیدوارند که بتوانند رابطه شان را دوباره برقرار سازند. کمبود های دیگری که از طلاق و جدایی ناشی می شود نیز موجب کاهش حس امنیت و سلامت فرد می گردد.

بیشتر مردم با نوع زندگی، خانه، متعلقات، حیوانات خانگی و ارتباطات روزانه با فرزندانشان خو می گیرند، در حالیکه خود ازآن بی خبرند.

تغییر شخصیت

طلاق بحرانیست که روی شخصیت فرد تاثیر می گذارد. افراد، دیگر نقش زن و شوهر ندارند. در همین حال آنها می بایست درباره وظایفشان به عنوان والدین، کارمند و مدیرخانه تغییر عقیده دهند. مردم اغلب با این سوال مواجه می شوند که: من که هستم؟ با زندگیم چه می خواهم بکنم؟

شناسایی علایم شخصی استرس

مردم الگوهای فکری، احساسی و رفتاری ای را دنبال می کنند که نشانگر استرس در آنهاست. اگر از این الگوها آگاه نباشید، ممکن است متوجه علایم استرس نگردید. در لیست زیر واکنشهایی را که در شرایط استرس زا به شما دست می دهد تیک بزنید.

تغییرات رفتاری

ـ گریه

ـ دوری از هم

ـ پرخاشگری

ـ خستگی مفرط

ـ بی قراری

ـ بد خوابی

ـ تحولات احساسی

ـ دلتنگی

ـ گناه

ـ افسردگی

ـ تشویش و اضطراب

ـ درگیری

ـ کج خلقی

ـ ترس

ـ فرسودگی

ـ نوسانات خلقی و روحی

افکار و احساسات مربوط به استرس

فکر می کنید توانایی مبارزه ندارید

به دلایل نا معلومی احساس ترس می کنید

درباره همه چیز، کوچک و بزرگ، نگرانید

همیشه ترس دارید اتفاق بدی رخ دهد

احساس می کنید شاید از همسرتان جدا شوید

دائما افکار آزار دهنده به شما هجوم می آورد

دید منفی نسبت به خودتان دارید

دید منفی نسبت به جهان دارید

هیچ چیز راضیتان نمی کند

نمی توانید تمرکز کنید

کابوس می بینید

احساس نا امیدی می کنید

احساس خواری می کنید

احساس می کنید قادر به تصمیم گیری نیستید

احساس سردرگمی می کنید

خود را مقصر می دانید

اداره زندگی

یکی از راههای کاهش استرس کنترل و اداره کردن زندگیست. در اینجا به راههایی اشاره می کنیم که می توانید کنترل فردی دوباره بدست آورید.

با روش های زیربه تمدد اعصاب برسید :

ـ در یک مکان آرام بنشینید و به هیچ چیز فکر نکنید.

ـ موسیقی دلخواهتان را گوش کنید و با نوای آن آرام شوید.

ـ دستان خود را دراز کرده و اجازه بدهید تا ماهیچه هایتان احساس راحتی کنند.

پیرامون خود را با این روش ها کنترل کنید:

ـ فعالیتهای خود را برنامه ریزی کنید تا دچار سردرگمی نشوید.

ـ اولویت ها ی خود را مشخص کرده و به آنها عمل کنید.

ـ وظایف خود را به موقع انجام دهید.

ـ تنها با دستور پزشک دارو مصرف کنید.

ـ برای یک بار هم که شده به یک درخواست ” نه” بگویید.

ـ بین کار و تفریح تعادل برقرار کنید.

خود را با این روش ها آرام کنید:

ـ به آهستگی غذا بخورید.

ـ به آهستگی راه بروید.

ـ به آهستگی صحبت کنید.

ـ تا وقتی صحبت کسی تمام نشده کاملا به او گوش دهید.

ـ سحر خیز باشید.

ـ به اندازه کافی استراحت کنید.

عصبانیت خود را با این توصیه ها کنترل کنید:

ـ پیش از اینکه عصبانی شوید به طرف مقابل بگویید که چه احساسی دارید.

ـ از موقیعیتی که شما را عصبی می کند دوری کنید تا غضبتان فرو کش کند.

ـ یک حرکت فیزیکی(جسمی) انجام دهید تا انرژی حاصل از خشم خود را خالی کنید.

ـ به حق دیگران به خاطر داشتن عقیده ای متفاوت از شما احترام بگذارید.

ـ به جای انتقاد، از آنها تقدیر کنید.

تفریحاتی برای خود برنامه ریزی کنید:

ـ با دوستان یا آشنایان به جاهایی که دوست دارید بروید.

ـ ورزش مورد علاقه خود را انجام دهید.

ـ خود را با چیزهایی که از آنها لذت می برید سرگرم کنید.

ـ و فعالیتهایی را انجام دهید که موجب آرامشتان می شود.

خود را با این نکات دریابید:

احساسات شخصی خود را با دوستان یا اقوام معتمد در میان بگذارید.

لیستی از نکات مثبت خود تهیه کرده و آن را در اختیار دیگران بگذارید تا آنها نیز از خصوصیات شما آگاه شوند.

با کسانی که برای شما احترام وشخصیت قائلند رابطه نزدیک ایجاد کنید.

به خاطر داشته باشید اگر احساسات منفی به شمای کارمند یا والدین هجوم آورد، رجوع به یک مشاور یا پزشک در این زمینه می تواند بسیار مفید باشد.

احساس می کنید شاید از همسرتان جدا شوید

دائما افکار آزار دهنده به شما هجوم می آورد

دید منفی نسبت به خودتان دارید

دید منفی نسبت به جهان دارید

هیچ چیز راضیتان نمی کند

نمی توانید تمرکز کنید

کابوس می بینید

احساس درماندگی می کنید

احساس خواری می کنید

احساس می کنید قادر به تصمیم گیری نیستید

احساس سردرگمی می کنید

خود را مقصر می دانید

به خاطر داشته باشید اگر احساسات منفی به شمای کارمند یا والدین هجوم آورد، رجوع به یک مشاور یا پزشک در این زمینه می تواند بسیار مفید باشد.

کنار آمدن با مسأله طلاق

با وجود این که رفتار ها متفاوتند، بیشتر زوج های میان سال به دو یا سه سال زمان نیاز دارند تا با مسآله طلاق و جدایی کنار بیایند. این اشخاص همچنین به خاطر این موضوع با مشکلاتی از قبیل بیماری و یا ترک کردن شغل مواجه می شوند که سازش با اینها نیز زمان می برد. کنار آمدن با این مسأله سه مرحله دارد:

۱) مرحله اول: پذیرش طلاق

افراد می بایست بپذیرند که ازدواجشان به پایان رسیده و اکنون هویت جدیدی فارغ از همسر سابق خود دارند. به این منظور، زوجین باید خود را قانع کنند که ادامه این رابطه دیگر هیچ فایده ای برایشان ندارد.

البته زوج ها نیز نباید پس از جدایی کینه ای از هم به دل بگیرند و باید دریابند که این کینه ورزی ها تنها شرایط را دردناک تر می کند زیرا طرف مقابل هم عکس العمل نشان خواهد داد. درک این موضوع می تواند دید متعادل تری را به فرد بدهد. کسی که بتواند همسر خود را به خاطر جداییشان ببخشد، مطمئنا عادلانه ترمی تواند در مورد خصوصیات مثبت وی قضاوت کرده و از آن تقدیر کند.

همچنین افراد نباید از قصور خود در این جدایی غافل شوند و بایستی دست از محکوم کردن همدیگر برداشته، صادقانه ببینند که نقش آنها در این جدایی چه بوده است. چنین تحلیل هایی از خود شاید این موارد را شامل شود:

ـ معیارهایی را که در ابتدا برای انتخاب همسر خود در نظر داشتید به یاد بیاورید و انتظاراتی را که از همسر آینده خود دارید حتما مرور کنید.

ـ الگو های رفتاری نا مناسبی را که در طول ازدواج داشته اید بپذیرید و دیگر این رفتارها را در آینده تکرار نکنید.

ـ این موضوع را نیز تحلیل کنید که چطور تجربیات شخصی می تواند نقش مهمی در کشمکش های زناشویی داشته باشد.

۲) بین تجرد پس از طلاق و نقش خود به عنوان پدر یا مادرتعادل برقرار کنید

افراد برای تثبیت هر یک از این نقش ها باید مورد حمایت قرار گیرند. آنها نیازمند این هستند که یه عنوان یک فرد مجرد و یک ولی مجرد احساس مفید بودن کنند.

۳) اهداف جدیدی برای خود ترسیم کنید بجای آنکه به فکر ناکامی های گذشته خود باشید

کسانی که با شرایط به خوبی کنار می آیند، آماده پذیرش تغییرات می شوند. سعی می کنند سرگرمی ها و فعالیت های جدیدی برای خود دست و پا کنند و یا دوستی های جدیدی ایجاد کنند. در مقابل، آنهایی که آمادگی پذیرش این مسأله را ندارند، احتمالا به زمان بیشتری نیاز دارند تا با آن کنار بیایند. این افراد هنوز از تلاش خود برای اینکه رابطه شان را دوباره ایجاد کنند ناامید نشده اند. شاید نمی توانند قبول کنند که همه چیز بین آنها تمام شده است.

۴) مقابله با استرس و تغییرات ناشی از طلاق آسان نیست، اما دست کم این توصیه ها شما را با عوامل استرس و راههای مقابله با آن آشنا می کند. بنا براین وقت گذاشته و درباره راههای کنترل شرایط مختلف با استفاده از مهارتهای مقابله با عصبانیت و استرس بیشتراندیشه کنید.

این موضوع را درک کنید که کنار آمدن با مسأله طلاق نیاز به زمان دارد. خوشحال باشید که به سمت ساختن یک زندگی جدید قدم برمی دارید. گاهی قدم های کوچک به اندازه قدم های بزرگ کارسازند. مهم این است که حرکت را برای تغییر و کنار آمدن با این مسأله آغاز کنید.

نظرات (0)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.