قدرت فکر - گنجینه ای در باطن
گنجینه ای در باطن
در اعماق ضمیر شما دریایی از هوش و خرد و قدرت و ثروت نهفته که بایستی بدان دسترسی پیدا کنید و از این همه موهبتی که در ذاتتان وجود دارد برخوردار شوید. حال اگر از قدرت و توانایی ذهنی خود آگاه شوید بهره گیری از آن کار ساده ای خواهد بود. نخستین ثمره ای که از این اقدام خود خواهید گرفت یافتن یاران و همنشینان و هم قدمان شایسته و دلسوز است که قبلا فاقد آن بوده اید. خودتان از این موضوع دچار حیرت خواهید شد که چگونه یکباره زندگیتان رنگ دیگری به خود می گیرد، مشتری مناسبی برای خانه ای که قصد فروش آن را داشته اید پیدا می شود و پولی که نیاز داشتید به آسانی فراهم می گردد، جار و جنجال و بگومگو و کدورت از خانه و کاشانه تان رخت بر می بندد و صفا و مهر و محبت جانشین آن می شود و با شوق و ذوق رخت سفر می بندید و عادات بد و حریفان ناباب را طرد می کنید.
ضمیر آگاه و ضمیر باطن:
برای شناختن مفهوم کامل این دو پدیده ذهنی روش جالبی وجود دارد که تشبیه آن به یک باغ است. شما باغبان این گلزار هستید و تمام روز در ضمیر باطن خود بذر (اندیشه) می کارید و در تمام زندگی خود نتیجه و ثمره کشته خود را برداشت خواهید کرد. پس چه بهتر آنکه در کشتگاه اندیشه خود جز ذرهای خوبی و مهر و صفا و عزم راسخ و آرامش و پاکدلی نکاریم و کار را به بهگیری گیری اندیشه از ضمیر باطن خویش بسپریم و خرمنی دل آویز از بذرهای تفکر خود برگیریم. در این صورت هر فکر به صورت یک انگیزه و یک شرط در زمین ضمیر شخص جای می گیرد. به این علت است که باید افکار خود را طوری بارور کرد که شرایط دلخواه و مناسب و موافق را برای شخص ایجاد نماید.
هنگامی که خطاب به مردم اظهار می دارید: من امکان خرید فلان جنس را ندارم، ضمیر باطن شما این پیام را در خود ضبط می کند و امکان برآورده شدن آرزویتان را غیرمقدور می سازد و اگر این پیام به صورت های دیگر تکرار شود: من وسیله خرید این ماشین را ندارم و پولی برای رفتن به سفر و خرید خانه و لباس نو برایم نمانده، مطمئن باشید که ضمیر باطن پیام هایتان را می گیرد و آنگاه تمامی عمر خود را بدون تحقق امیال و آرزوهایتان سپری خواهید کرد.
داستان :
یکی از دانشجویان کلاسهایم تعریف می کرد که پشت ویترین مغازه ای کیفی را دید که خیلی از آن خوشش آمد اما با ناراحتی به یاد آورد که آهی در بساط ندارد. در ضمن چنانکه خود بعدها اظهار داشت، هشدار من در آن لحظات در خاطرش زنده شد که همواره می گفتم: جمله های خود را با افعال منفی تمام نکنید!! جوان دانشجو این بار به خود گفت: این کیف مال من است و آن را برای فروش گذاشته اند. من باطنا این را می پذیرم و بایستی کاری کنم تا آن را بتوانم بخرم. همان شب نامزدش عین همان کیف را به عنوان هدیه تقدیمش کرد.
نکات این بخش:
در وجود شما گنجینه ای قرار دارد: کلید آن را از قلبتان بخواهید.
راز بزرگی که در نزد مردمان تمام اعصار و قرون از اهمیت خاصی برخوردار بوده، استعداد و توانایی ایجاد ارتباط با قوای ذهنی و آزاد ساختن نیروهای آن است.
ضمیر هر فرد قادر است هر مشکی را حل نماید. قبل از خواب به خود تلقین کنید: «من می خواهم ساعت شش صبح از خواب بیدار شوم»، در نهایت شگفتی سر ساعت از خواب بیدار خواهید شد.
ضمیر معالج و معمار پیکر شما است. هر روز با این اندیشه که امروز را تندرست و سرحال خواهید بود از بستر به درآیید: یقین داشته باشید که مستخدم وفادارتان دستورتان را اجرا خواهد کرد.
هر اندیشه یک علت است و هر موقعیت یک معلول.
اگر می خواهید کتابی، نمایشنامه ای، مقاله ای بنویسید و یا در حضور جمعی سخنرانی کنید ایده آن را با ضمیرتان در میان بگذارید، خود ترتیب کارها را خواهد داد.
بسان ناخدایی که سفینه اش را در پهنه آبها به حرکت در می آورد شما هم بستی دستورهای مناسب و منطقی (اندیشه و تصویر) به ضمیر باطن بدهید. یقین داشته باشید که این ضمیر با بهره گیری از تجارب ارزنده زندگی سفینه حیاتتان را به نحو مطلوب هدایت خواهد کرد.
هرگز جمله های «پول ندارم» و یا «امکان ندارم» را به کار نبرید زیرا ضمیر ناآگاهتان پیام های منفی را می گیرد و در خود ضبط می کند و بر همان اساس تا آخر عمر شما را از هرگونه امکاناتی بی بهره می سازد.
قانون زندگی قانون ایمان و اعتقاد است. عقیده اندیشه ای است که در وجدان آگاه شخص ضبط شده است. هرگز این را باور نکنید که می توان در آن خدشه ای وارد کرد. به ضمیر و باطن خود ایمان داشته باشید که قادر است شما را شفا دهد و خوشبخت و امیدوار و سرشار از خوشبینی و نشاط سازد و به قول معروف هر کس نان قلبش را می خورد.
افکار سیاه و یاس آور را از خود دور کنید تا بتوانید سرنوشت خویش را تغییر دهید.